سيد محمد دامادى

432

شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )

بلبلِ شاخسارِ باغ بلاغ * شاهبازِ نشيمنِ « ما زاغ » داشت چشمِ سرش چو ديدهء سر * روشنايى ز كُحلِ « بىيبصر » [ « جامى » نقد النصوص ص 18 ] طوبى ( ع ، ا ) نامى است بهشت را ، پاك ، پاكيزه ، رام ، نيكو ، برگزيده ، خوش ، نام درختى است در بهشت . « منتهى الارب ، مهذّب الأسماء » كه به هر خانه از أهل جنّت ، شاخى از آن باشد و ميوه‌هاى گوناگون و خوش بويى از آن حاصل آيد . . . [ غياث ، آنندراج ] طوبى ؛ درختى بهشتى است كه در خانهء هر يك از مؤمنان ، شاخى گسترده و افراشته دارد و مؤمنان هر چه آرزو كنند ، آن درخت ، بر آن‌ها مىافشاند . [ شرح مثنوى شريف 3 / 9 ص 759 ] تو و طوبى و ما و قامتِ يار * فكرِ هر كس به قدرِ همَّت اوست [ حافظ ، غزل 60 / 3 ص 136 چاپ دكتر خانلرى ] منَّتِ سدره و طوبى ، ز پىِ سايه مكش * كه چو خوش بنگرى ، اى سروِ روان اين همه نيست [ حافظ ، غزل 75 / 3 ص 166 ] سايهء طوبى و دلجويىِ حور و لبِ حوض * به هواىِ سرِ كوى تو ، برفت از يادم [ حافظ ، غزل 310 / 4 ص 636 ] باغِ بهشت و سايهء طوبى و قصرِ حور * با خاكِ كوىِ دوست ، برابر نمىكنم [ حافظ ، غزل 345 / 2 ص 706 ] بال بگشاى و صفير از شجرِ طوبى زن * حيف باشد ، چو تو مرغى كه اسيرِ قفسى [ حافظ ، غزل 446 / 4 ص 908 ] « . . . موسى با هفتاد مرد گزيده به طور سينا رفت . . . قوم را گفت شما اينجا بيستيد [ بايستيد ] تا من بر كوه بر آيم و كار شما راست كنم و شما آهسته مىآييد تا كلام حقّ بشنويد . چون موسى عليه السّلام به ميقات‌گاه رسيد ، امر آمد : يا موسى چرا شتاب كردى و پيش از قوم بيامدى ؟ گفت ايشان بر اثر من مىآيند و من بشتافتم تا تو از من خشنود